هلیا در دوماه و نیمگی

دخترم روز به روز شیرین تر میشه درست چند روز بعد از دوماهگی دستاش رو شناخت خیلی هم براش عجیبه چون واقعا با تعجب بهشون نگاه می کنه و می خورشون!!!  به خوبی غلت می زنه در حالت دمر گردن میگره و وقتی سرحال بودنش حسابی برامون می خنده و خودش رو شیرین می کنه . دو سه روزه من و بابایی اش براش جالب شدیم هر جا میریم با چشم دنبالمون می کنه و با صداهای خاص خودش ما رو صدا می زنه . جغجغه اش هم براش یکی از بهترین سرگرمی هاست.

چند روز بعد از دوماهگی هلیا رو پیش دکتر کلانتری بردم خدا رو شکر از همه چیزش راضی بود فقط من کمی نگران وزنشم . قدش هم بالاتر از نموداررشد داره پیش میره .

از وقتی از بروجرد برگشتم زندگی ام کاملا فرق کرده وجود هلیا خونه ما رو خیلی گرم تر کرده هیچ وقت فکر نمی کردم محسن تا این حد عاشق هلیا باشه .

خدای مهربون ازت سپاس گذارم بخاطر سلامت دخترم و زندگی خوبم . شکرت می کنم .

 

sm8mistzwl15lld4k3rk.jpg 159r7xhsnz5g7iokyf.jpg

/ 8 نظر / 11 بازدید
ممول

سلام من اولین بارکه وبلاگت رو می خونم خوشبحالت که یه نی نی سالم و ناز داری خیلی مواظبش باش .[گل]

نسیم

عکس لخت دخملی رو چرا گذاشتی؟؟؟؟[نیشخند] چقدر بزرگ شده فری.... عین خودته با همون چشمای مشکی و شیطون بچلونششششششش

مامان88

سلام فرزانه جان...ماشالا به دخمل نازت...راستی اگه تونستی از مطالب اموزشی دکتر نبوی بازهم بزار..ایشون با درمانهای سنتی مثل ترنجبین و شیرخشت موافقه؟

ندا

اخی خیلی بانمک شده فرزانه جون

مامان فری

الهییییییی چقدربامزه شدی خاله جونی. قلبونت بلم به مامی اعتراض میکنی ازت عکس لختی نگیره[نیشخند] خوشم میاد فکر کنم از اون زبلها باشی که خوب حقتو بگیری.[ماچ] انشا’ا... همیشه سالم باشی عزیز دل خاله

خاله هلیا

اخ جوووووووووووووووون هلیااااااااا [لبخند]همه ی هلیا ها خشگلنا[نیشخند]

مینا

سلام خاله قربون اون عکسهای سکسیت برم.... دخترمون با حیاست نمی زاره از می می های خوشگلش عکس باندازی[چشمک] فدای اون تیله های سیاهت بشم...قربون اون قد بلندت برم...الهی سالم باشی زیر سایه پدر ومادر و پدربزرگ و مادربزرگت روزهای شادی رو ببینی.....هزارتا بوووووووووس[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]