نوروز 88

خدایا اول از همه شکرت که بهم نعمت دیدن یه بهار دیگه رو عطا کردی

با تاخیر دارم می نویسم......مثل همیشه عید هم به چشم بر هم زدنی گذشت دوست نداشتم تموم بشه بدنم واقعا به استراحت نیاز داشت بعد از اون همه ویارهای وحشتناک و سر کار اومدن و استرس های کار خودمو قل قلی تو دلم باید تجدید قوا می کردیم.

امسال برای اولین بار مامانم اینا اومدن تهران تحویل سال روبا هم بودیم . شکرررررررررر اما بعد از ٢-٣ روز از تعطیلی شواهد بی حوصلگی و کلافگی در وجود محسن نمایان شد دیگه داشت شروع به غرغر می کرد که خدا رو شکر برنامه شمال جور شد.ازرشت ودعوت اقا نیکی همکارم شروع شد عجب خاطره بامزه ای بود خصوصا عروسی که دعوتمون کردو ما یک ساعتی رفتیم .تو عروسی دست فروش پفک و تخمه می فروخت همه تو عروسی شاد بودن و می رقصیدن و هیچ خبری از تجملات نبود همه ساده و یه رنگ شادی میکردن.

شب مهمونشون بودیم تا اینکه تصمیم گرفتیم به سمت ساری حرکت کنیم . یه روز تو لاهیجان با تله کابین و جنگل گذشت شب هم همونجا بودیم عالی بود اما به شرطی که ویار دست از سر من برمی اشت.دستای کوچولوی مامانم و می بوسم که عین پروانه دورم بود و همه کارا با اون بود البته حس همکاری محسن عالیههههه

حرکت به سمت ساری /ترافیک شدید چالوس و وااااااااااای کنار خیابون چالوس از شدت استفراغ به حال غش رفتم.

نمی خواستم بخاطر حال من از دامه سفر منصرف بشیم پس باید سعی می کردم حالم و خوب نشون بدم.خدا رو شکر در کل سفر خوبی بود هر چند نی نی چند بار سر به سرم گذاشتو حالگیری اساسی کرد .

بعد هم ساری و اون همه زیبایی هاش ..............

خدای گلم ممنونم ازت بخاطر همه چیز محسن و نی نی امون / زندگی آروممون / واز همه مهمتر سلامتی امون.ازت بهترینهات رو می خوام کمکمون کن خوب باشیم چه در حق هم چه در حق دیگران ...............

تودلم خیلی دعاهاست خداجونم درگوش خودت تنها میگم . بوس

 

/ 10 نظر / 12 بازدید
سحر

چه لطیف است حس آغازی دوباره؛ و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز تو! روزی که تو آغاز شدی! سلام سال نو مبارک باشه......زیبا ودلفریب مانندهمیشه...دوست داشتی به کلبه منم سربزن با آپ جدیدی بعد از یکماه به روزم ...روز خوبی داشته باشی[گل]

رضا (عشق من شبنم)

شبها گذرد که دیده نتوانم بست مردم همه در خواب و من از فکر تو مست باشد که به دست خود خونم ریزی تا جان بدهم دامن مقصود به دست

توت فرنگی

سلام فرزانه جون خوبی سال نو مبارک ایشالا که سال خوبی داشته باشی [ماچ] حال نی نی گلت چطوره خوبه خودت خوبی [بغل][ماچ] فرزانه جون خدای مهربون یه معجزه الهی ناز به من هدیه داده خیلی برای من و نی نیم دعا کن[قلب][ماچ]

سپیده

[گل]

آزاده

الکی نگو ساری اصلا قشنگ نیست . باشه اومدی ساری و نگفتی یه خبری از من بگیری . ما هفته دوم عید رو ساری بودیم . خوشحال میشدم ببینمت .

مینا

الهی شکر که خوش گذشته همیشه سالم سرحال باشی... مواظب خودت و نی نی و همسری باش...[ماچ][ماچ]

روشنک

منو سرکار گذاشتی........باشه بچه لر.........یکی طلبت

لیلا

امیدوارم سال 88 پرازشادی وقشنگی باشه برای تو وهمسرت وکوچولوی نازت .[گل]

لیلا

راستی فرزانه وبلاگم درست شده انگار یه سر بزن ببین میتونی ببینی باز میشه برات یا نه؟..ممنون

هدیه الهی

[گل][گل]