مرور ناگفته ها

بعد از یکی دو ماه دوباره سراغ وبلاگم اومدم . چند شب پیش محسن نوشته هام رو دید

احساس کردم خیلی از این نوشته ها خوشحال شده .

درست بعد از اینکه اولین صفحه رو نوشتم اون کمر درد وحشتناک سراغم اومد و یک ماه

استراحت مطلق شدم . خدایی اش گلی تو این مدت سنگ تموم گذاشت . مامانم و مادرجونم هم

کمکش بودن .

محسن گلی واقعا ازت ممنونم  

 

ابان ماه نسبتا اروم گذشت اما اذر با فوت عزیز جون همراه شد چقدر ناراحت شدم . همه اش

جلوی نظرمه .

چقدر واسه مریضی من دعا کرد .

خدایا ببخش و بیامرزش









/ 0 نظر / 13 بازدید