اولین احساسات

خداوندا نمی دونم چه حسی دارم هم شادم هم ناراحت

شاد بخاطر اینکه خدا منو هم لایق دونست و من رو هم مادر کرد و ناراحت و نگران از اینکه نکنه نتونم از پس این مسئولیت بزرگ بربیام و اینکه دیگه خلوت دو نفره ای که با همسری داشتیم داره به پایان میرسه.

خیلی نگران کارم هستم ، کارخونه داره به مرحله اجرا میرسه و شاید الان وقت خوبی برای این شرایط من نبود اما  من همه چیز رو به دست پروردگارم سپردم و ازش خیرو صلاح رو خواستم.

خداوندا ازت سپاسگذارم ، کمکم بده این دوران رو به راحتی سپری کنم ، کمکم بده انسان خوبی رو تحویل اجتماع بدم و..............

خدایا سلامتی ، موفقیت و خوشبختی امون رو از تو می خوام آمین یارب العالمین 

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
توت فرنگی

سلام عزیزم لذت شیرین مادر شدن بر تو مبارک گلم انشاا...به سلامتی این نه ماه رو طی کنی و نی نی نازت رو بغل بگیری[ماچ][بغل][گل]

هدیه الهی - خاله فری

اااااااااا فرزانه این چه فکریه که میکنی آخه؟ خدا پشت و پناهت که فرزندی سالم تحویل بدی. درست همونطوریکه دلت میخواد. کارخونه رو هم ولش کن کارا خودش درست میشه نینی رو بچسب[چشمک]

توت فرنگی

فرزانه جون اول تیکرهات اینو بذارمیاد وسط <center> بعد تو قسمت ویرایش قالب پایینتر از این تیکرت رو بذار<html> خیلی برام دعا کن[ماچ][گل]

الهام

همیشه دلشاد باشی عزیزم.... همه چیز رو بسپار دست خدا

ندا

مبارک باشه فرزانه جونم

توت فرنگی

سلام گلم پس کجاییییییییییییی بیا از احساس قشنگ مادری بگو[ماچ][قلب]

سپیده

[گل][گل][گل]