اولین ماه انتظار

این  اولین ماهی بود که برای نی نی اقدام کردم البته متاسفانه بخاطر فوت عزیزجونم روزهای طلایی رو از دست دادم.

یک هفته بود که علائم رو داشتم هر بویی که بهم میخورد حالم بد می شد و جالب اینکه بی بی چکم هم مثبت شد .

پریروز رفتم دکتر خانم دکتر همه تستها و سونوگرافی های مخصوص بارداری رو داد . دیروز رفتم ازمایش خون قرار بود عصر جوابش حاضر بشه . شرکت هم کلاس ایزو برگذار شد وقتی استاد حرف می زد و از مانورهایی که باید برگذار بشه صحبت می کرد من همش خودم رو با یه شکم بالا اومده تصور می کردم که خدایا چه جوری باید انجام بدم

 

عصربرای گرفتن جواب ازمایش رفتم گفت منفیه میخواستم داد بزنم . ولی خیلی جالب بود هنوز به خونه نرسیده بودم بله.................

خلاصه نی نی پرید اولش خیلی ناراحت شدم ولی فکرشو کردم دیدم حتما صلاح پروردگارم همین بود

خداوندنازنازی راضیم به رضای تو هر چی تو صلاح بدونی و خیرم باشه برای من

شیرینه

اینم نی نی گل من که داره به خیطی مامانش میخنده  









/ 8 نظر / 9 بازدید
صبا

سلام فرزانه جون. غصه نخور عزيزم. زندگي همش انتظاره.

الهام

فرزانه جان نی نی ات چه باحال داره بهت میخنده.... ایشالا همیشه دنیا به روت بخنده[لبخند]

سپید

نینی من اینقدر به خیطی مامانش خندیده فکر کنم دیگه پس افتاده باشه

هدیه الهی - خاله فری

نینیها که همیشه به خیط کردن ماماناشون میخندند.

مریم

سلام خانمي انشالله به زودي يك نيني خوشمل مي پره تو بغلتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت[گل][گل]

ندا

سلام نگفته بودي قالبت مثل براي منه

لیلا

فرزانه جونم وبلاگ تو هم خیلی قشنگه عزیزم از مال من که بهتره. ایشالله که همیشه نی نی به روت بخنده وشاد شاد باشید

الهام

به زودی طعم مامان شدن رو میچشی....زیاد عجله نکن خانومی