اولین روز آشنایی - به بهانه سالگرد ازدواجمون

این اولین نوشته این وبلاگه که بعد از ٣ سال از ازدواج من و همسری نوشته میشه

آغاز آشنایی من و همسری ۶ مرداد ٨٢ بود . روزی که من کارآموز کارخونه همسری

شدم .

وای که چقدر روز اول ازش بدم اومد . با بابام بودم گفتم بابا من از این یارو با اون کله

کچلش اصلا خوشم نیومدبابام هم گفت بابا جون تو چیکار به کله اون داری می خوای بری اونجا یه چیزی یاد بگیری 

 

اما ای دریغ که هم من رفتم توی اون کارخونه هم دلم

همسر گلم شاید غرورم هیچوقت اجازه نداده که این قدر صریح بهت بگم : اما تو همه

چیز من هستی و با تمام وجودم دوستت دارم  

زیباترین چیزایی که خدا خلق کرده تقدیم به تو  







/ 4 نظر / 10 بازدید
ffffffffffaaaaaaaaaarrrrrrrrrsssssssshhhhhhhhh

mibinam ke weblog minevisiiiiiiiiiiiiiiiiiiii[نیشخند][تعجب]

ffffffffffaaaaaaaaaarrrrrrrrrsssssssshhhhhhhhh

سپید

ای شیطون پس جزئیاتش کو؟

سپیده

خیلی باحالی.به من سر بزن.